برگماشتگی
لغت نامه دهخدا
برگماشتگی. [ ب َ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی برگماشته. برقراری. || مباشرت. وکالت. || قوت.توانایی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به برگماشتن شود.
جمله سازی با برگماشتگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مباحث پیشرفته ریاضیات، مفهوم برگماشتگی یکی از مفاهیم کلیدی است که برای درک بهتر تغییرات در سیستمهای پیچیده و پویا مورد استفاده قرار میگیرد.
💡 اگر میزان برگماشتگی در این معادله به درستی محاسبه نشود، نتایج نهایی آزمایش ممکن است کاملاً اشتباه و از نظر علمی غیرقابل اعتماد باشد.
💡 تحلیلگران اقتصادی معتقدند که برگماشتگی در روند رشد بازارهای مالی میتواند منجر به نوسانات شدید و ناپایداری در وضعیت کلی اقتصاد کشور شود.