برودست تصویر معنی برودست لغت نامه دهخدا برودست. [ ب َ دَ ] ( ص مرکب ) برومند. ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط بداوا بر اشوردن بابنیه بردوسانیدن بالا برامدن ابستن گردانیدن بر روئیدن