برواس تصویر معنی برواس لغت نامه دهخدا برواس. [ ب َرْ ] ( معرب، اِ ) بَرواز. ( از ذیل قوامیس عرب، دزی ). رجوع به برواز شود. فرهنگ فارسی برواز. کلمات مرتبط برواز کهرب تربنتین طروغلودیطس بلوص اریصارون گزارش محتوای نامناسب