کهرب
مترادفها
کهربا، عنبر
لغت نامه دهخدا
کهرب. [ ] ( اِ ) دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را صورتی از کهربا می داند. رجوع به دزی ج 2 ص 495 و کهربا شود.
فرهنگ فارسی
دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را صورتی از کهربا می داند ٠
کهربا، عنبر
کهرب. [ ] ( اِ ) دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را صورتی از کهربا می داند. رجوع به دزی ج 2 ص 495 و کهربا شود.
دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را صورتی از کهربا می داند ٠