برساندن
مترادفها
تحویل دادن، انتقال دادن، رساندن
متضادها
گرفتن، بازگرفتن، دور کردن
لغت نامه دهخدا
برساندن. [ ب ِ رَ / رِ دَ ] ( مص ) رساندن. رسانیدن. تبلیغ. رجوع به رساندن شود.
تحویل دادن، انتقال دادن، رساندن
گرفتن، بازگرفتن، دور کردن
برساندن. [ ب ِ رَ / رِ دَ ] ( مص ) رساندن. رسانیدن. تبلیغ. رجوع به رساندن شود.