براز گرفتن
مترادفها
نشستن، استراحت کردن
متضادها
برخاستن، حرکت کردن
لغت نامه دهخدا
براز گرفتن. [ ب َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) رتبت یافتن. برازندگی، شایستگی، زیبایی یافتن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
رتبت یافتن برازندگی.
نشستن، استراحت کردن
برخاستن، حرکت کردن
براز گرفتن. [ ب َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) رتبت یافتن. برازندگی، شایستگی، زیبایی یافتن. ( یادداشت مؤلف ).
رتبت یافتن برازندگی.