بدچشمی

مترادف‌ها

ناخوشایند، بدسلیقه

لغت نامه دهخدا

بدچشمی. [ ب َ چ َ / چ ِ ] ( حامص مرکب ) عمل بدچشم. و رجوع به بدچشم شود.

فرهنگ فارسی

عمل بد چشم

جمله سازی با بدچشمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در فرهنگ‌های مختلف، بسیاری از مردم معتقدند که بدچشمی می‌تواند باعث آسیب رسیدن به خوشبختی و سلامتی افراد و خانواده‌های آن‌ها در زندگی شود.

💡 او همیشه سعی می‌کرد از نمایش دادن موفقیت‌های بزرگ خود در برابر دیگران خودداری کند تا از بدچشمی و حسادت مردم در امان بماند.

💡 برخی افراد معتقدند که با استفاده از طلسم‌ها و اشیاء خاص، می‌توان اثرات منفی ناشی از بدچشمی را از خود دور و از آن‌ها دفع کرد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران