لغت نامه دهخدا
بجدن خان. [ ب ُ دَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان خواشید ششتمد سبزوار در 37 هزارگزی جنوب ششتمد سکنه آن 985تن، آب آن از قنات، محصول آن غلات، پنبه، بادام. شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
بجدن خان. [ ب ُ دَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان خواشید ششتمد سبزوار در 37 هزارگزی جنوب ششتمد سکنه آن 985تن، آب آن از قنات، محصول آن غلات، پنبه، بادام. شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
ده از دهستان خواشید ششتمد سبزوار در ۳۷ هزار گزی جنوب ششتمد.