باریدار تصویر معنی باریدار مترادفها بارکش، باربر، حملکننده متضادها خالی، سبک لغت نامه دهخدا باریدار. ( ص ) باریافته. ( ناظم الاطباء ). فرهنگ فارسی بار یافته کلمات مرتبط شاتن ذایعه صراید م ادیر صیادله