بارنامچه
مترادفها
برنامه، دستورالعمل
لغت نامه دهخدا
بارنامچه. [ چ َ ] ( اِ مرکب ) بارنامجه. بارنامه باشد. رجوع به بارنامه و بارنامجه شود.
فرهنگ عمید
= بارنامه
برنامه، دستورالعمل
بارنامچه. [ چ َ ] ( اِ مرکب ) بارنامجه. بارنامه باشد. رجوع به بارنامه و بارنامجه شود.
= بارنامه