باذرنگ تصویر معنی باذرنگ لغت نامه دهخدا باذرنگ. [ ذَ رَ ] ( اِ مرکب ) همان بادرنگ باشد بمعنی سینه بند طفلان. رجوع به بادرنگ شود. کلمات مرتبط واذارنگ بربند باذابرنگ سینه گشاده بادروژه