واژه «بااوش» در منابع لغوی فارسی کهن به عنوان نامی برای برخی فرآوردههای گیاهی بهویژه در حوزه صیفیجات و میوهها ذکر شده است. این واژه در یکی از کاربردهای اصلی خود به نوعی خیار بزرگ اشاره دارد که معمولاً برای نگهداری و برداشت تخم آن مورد استفاده قرار میگیرد. در این حالت، میوه به مرحلهای از رشد میرسد که دانههای آن قابل جمعآوری و استفاده برای کشتهای بعدی است. در کاربرد دیگر، «بااوش» به خیار کوچک نیز اطلاق شده است که هنوز به طور کامل رشد نکرده و در مرحله ابتدایی رسیدگی قرار دارد. این تنوع معنایی نشان میدهد که واژه در توصیف مراحل مختلف رشد یک گیاه به کار میرفته است. همچنین در برخی منابع، این واژه برای خوشههای کوچک انگور نیز به کار رفته که نشاندهنده گستره کاربرد آن در توصیف محصولات باغی است. از نظر لغوی، این اصطلاح در فرهنگهای فارسی قدیم ثبت شده و بخشی از واژگان بومی و کشاورزی به شمار میآید. کاربرد آن بیشتر در زبان محاورهای قدیم و متون مربوط به کشاورزی و توصیف محصولات طبیعی دیده میشود. این واژه بازتابی از دقت واژگانی در زبان فارسی برای توصیف مراحل رشد و اندازههای مختلف محصولات گیاهی است. در نتیجه، «بااوش» به مجموعهای از معانی مرتبط با خیار و خوشههای کوچک میوه اطلاق میشود که در منابع لغوی فارسی کهن ثبت شده است.
بااوش
لغت نامه دهخدا
بااوش. ( اِ ) خیار بزرگی باشد که بجهت تخم نگاه دارند. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). || خیار خرد. ( شرفنامه منیری ). || خوشه کوچک انگور را نیز گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( سروری ).