لغت نامه دهخدا
اصطخام. [ اِ طِ ] ( ع مص ) راست ایستادن مرد. ( از اقرب الموارد ). راست بر پای ایستادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). منتصب و قائم بودن.
اصطخام. [ اِ طِ ] ( ع مص ) راست ایستادن مرد. ( از اقرب الموارد ). راست بر پای ایستادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). منتصب و قائم بودن.