ایمن گردانیدن
مترادفها
امن کردن، ایمن ساختن
متضادها
ناامن کردن، خطرناک کردن
لغت نامه دهخدا
ایمن گردانیدن. [ م ِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) مصون ساختن. محفوظ داشتن. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
(مصدر ) مصون ساختن محفوظ داشتن.
مصون گردیدن. در امن و امان قرار گرفتن