اکذوبه
مترادفها
دروغ، تهمت، افسانه
متضادها
حقیقت، صداقت
لغت نامه دهخدا
( اکذوبة ) اکذوبة. [ اُ ب َ ] ( ع اِ ) دروغ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). کذب. دروغ. ج، اکاذیب. ( از اقرب الموارد ) ( یادداشت مؤلف ). دروغ. سخن دروغ. سخن بی پایه [ غیرمتداول ]. ج، اکاذیب. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به اکاذیب شود.
فرهنگ معین
(اُ بِ ) [ ع. اکذبة ] (اِ. ) دروغ، سخن بی پایه. ج. اکاذیب.
فرهنگ عمید
دروغ، سخن دروغ و بی اساس.
فرهنگ فارسی
دروغ، سخن دورغ و بی اساس، اکاذیب جمع
( اسم ) دروغ سخن دروغ سخن بی پایه. جمع: اکاذیب.
ویکی واژه
اکذبة
دروغ، سخن بی پایه.
اکاذیب.