اهسته خوی
مترادفها
ملایم، آرام، صبور
متضادها
تندخو، عجول
لغت نامه دهخدا
( آهسته خوی ) آهسته خوی. [ هَِ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) آرام:
هم آهوفغند است و هم تیزتک
هم آهسته خوی است و هم تیزگام.فرالاوی.
فرهنگ فارسی
( آهسته خوی ) ( صفت ) آرام بی شرو شو.
ملایم، آرام، صبور
تندخو، عجول
( آهسته خوی ) آهسته خوی. [ هَِ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) آرام:
هم آهوفغند است و هم تیزتک
هم آهسته خوی است و هم تیزگام.فرالاوی.
( آهسته خوی ) ( صفت ) آرام بی شرو شو.