لغت نامه دهخدا
( آهسته خوی ) آهسته خوی. [ هَِ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) آرام:
هم آهوفغند است و هم تیزتک
هم آهسته خوی است و هم تیزگام.فرالاوی.
( آهسته خوی ) آهسته خوی. [ هَِ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) آرام:
هم آهوفغند است و هم تیزتک
هم آهسته خوی است و هم تیزگام.فرالاوی.
( آهسته خوی ) ( صفت ) آرام بی شرو شو.