انگشتگر

لغت نامه دهخدا

انگشتگر. [ اَ گ ِ گ َ ] ( نف مرکب ) زغال ساز. فحام. زغال سوز. زغالی. ( یادداشت مؤلف ):
وگر بگذری سوی انگشتگر
ازو جز سیاهی نیابی دگر.فردوسی.

فرهنگ معین

(اَ گِ گَ ) (ص فا. ) کسی که زغال سازد، زغال فروش.

فرهنگ عمید

کسی که زغال درست می کند، زغال فروش.

ویکی واژه

کسی که زغال سازد؛ زغال فروش.

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز