انکفاء
مترادفها
عقبنشینی، فروکش کردن
متضادها
پیشروی
لغت نامه دهخدا
انکفاء. [ اِ ک ِ ] ( ع مص ) برگردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بازگشتن. ( از اقرب الموارد ). فاگشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). انصراف. ( از اقرب الموارد ). ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || برگردیدن رنگ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). برگشتن رنگ. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با انکفاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، واژه انکفاء به معنای عقبنشینی یا فروکش کردن است که اغلب در توصیف وضعیت جنگها یا پدیدههای طبیعی به کار میرود.
💡 پس از گذشت مدتی طولانی از شدت طوفان، شاهد انکفاء تدریجی بادها و آرام شدن موجهای دریا در سواحل منطقه بودیم که بسیار خوشحالکننده بود.
💡 تحلیلگران سیاسی معتقدند که انکفاء تدریجی قدرتهای بزرگ از منطقه میتواند باعث ایجاد تعادل جدیدی در روابط بینالملل و کاهش تنشهای جهانی شود.