انغراس
مترادفها
کاشتن، ریشهدار شدن، استقرار
متضادها
اقتلاع، جدایی
لغت نامه دهخدا
انغراس. [ اِ غ ِ ] ( ع مص ) روییدن درخت. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
کاشتن، ریشهدار شدن، استقرار
اقتلاع، جدایی
انغراس. [ اِ غ ِ ] ( ع مص ) روییدن درخت. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).