انطوا
مترادفها
انقباض، جمع شدن، درهم پیچیدن
متضادها
انبساط
لغت نامه دهخدا
انطوا. [ اِ طِ ] ( ع اِمص ) برهم پیچیدگی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به انطواء شود.
فرهنگ عمید
۱. درنوردیده شدن، پیچیده شدن.
۲. طی شدن.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) نوردیده شدن پیچیده شدن نوشته شدن طی شدن. ۲ - در بر داشتن حاوی بودن.