انسحاب
مترادفها
عقبنشینی، پس کشیدن
متضادها
حمله، پیشروی
لغت نامه دهخدا
انسحاب. [ اِ س ِ ] ( ع مص ) کشیده شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ). کشیده شدن بر روی زمین. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تابع ( اصطلاح نحوی ) و کشاف اصطلاحات الفنون شود.
جمله سازی با انسحاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فرمانده ارتش دستور انسحاب کامل نیروهای نظامی از مناطق مرزی را صادر کرد تا از تلفات احتمالی در درگیریها جلوگیری شود.
💡 با آغاز روند انسحاب سرمایهگذاران خارجی از بازار بورس، نوسانات بسیار شدیدی در قیمت سهام شرکتهای بزرگ صنعتی مشاهده گردید.
💡 تصمیم دولت برای انسحاب از توافقنامه چندجانبه، واکنشهای بسیار تندی را از سوی متحدان بینالمللی و سازمانهای حقوق بشری برانگیخت.