انسئاف

مترادف‌ها

انواع، گونه‌ها

متضادها

یکدلی، یکنواختی

لغت نامه دهخدا

انسئاف. [ اِ ] ( ع مص ) پراکنده گردیدن لیف خرما و ریشه گردیدن آن. ( منتهی الارب ). پراکنده گردیدن لیف خرما و ریش گردیدن آن. ( ناظم الاطباء ). باز شدن لیف خرما. ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط