اندادن

مترادف‌ها

پرتاب کردن، گذاشتن، قرار دادن

لغت نامه دهخدا

اندادن. [ اَ دَ ] ( مص ) اندودن. || خواستن و خواهش کردن. ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران