انخضاع تصویر معنی انخضاع مترادفها تسلیم، فرمانبرداری متضادها شورش، سرکشی، طغیان، عصیان، استقلال، خودسری لغت نامه دهخدا انخضاع. [ اِ خ ِ ] ( ع اِ مص ) فروتنی و خضوع و اطاعت کردن مر دیگری را. ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط خضوع کردن باذنه تخضع تضعضع متخضع افتیدگی