افتیدگی
مترادفها
سقوط، پستی، خواری
متضادها
سربلندی، عزت، تعالی، رفعت
لغت نامه دهخدا
افتیدگی. [ اُ دَ / دِ ] ( حامص )سقوطکردنی. فروتنی. رجوع به افتادن و افتیدن شود.
سقوط، پستی، خواری
سربلندی، عزت، تعالی، رفعت
افتیدگی. [ اُ دَ / دِ ] ( حامص )سقوطکردنی. فروتنی. رجوع به افتادن و افتیدن شود.