تخضع

لغت نامه دهخدا

تخضع. [ ت َ خ َض ْ ض ُ ] ( ع مص ) فروتنی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( آنندراج ).فروتنی نمودن. ( زوزنی ). بر خود بستن فروتنی را. ( ناظم الاطباء ). به تکلف فروتنی نمودن. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). || زاری نمودن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(تَ خَ ضُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) فروتنی کردن.

فرهنگ عمید

۱. زاری کردن.
۲. اظهار فروتنی کردن.

ویکی واژه

فروتنی کردن.

جمله سازی با تخضع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کار نیکوان، تجبر و تکبر است و کار عاشقان تخضع و تذلل:

💡 یفرون اشلاه بسمر عواسل لبریقها الارواح تخضع هامها

ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز