لغت نامه دهخدا
انختاع. [ اِ خ ِ ] ( ع مص ) رفتن بر زمین. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). دور رفتن در زمین. ( از اقرب الموارد ). یقال: انختع فی الارض. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
انختاع. [ اِ خ ِ ] ( ع مص ) رفتن بر زمین. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). دور رفتن در زمین. ( از اقرب الموارد ). یقال: انختع فی الارض. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).