لغت نامه دهخدا
انحاف. [ اِ ] ( ع مص ) لاغر و نزار گردانیدن، یقال: انحفه الهم اذا انحله. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). نحیف گردانیدن. ( از اقرب الموارد ). نزار کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). انحال. ( یادداشت مؤلف ).
انحاف. [ اِ ] ( ع مص ) لاغر و نزار گردانیدن، یقال: انحفه الهم اذا انحله. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). نحیف گردانیدن. ( از اقرب الموارد ). نزار کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). انحال. ( یادداشت مؤلف ).
لاغر و نزار گردیدن ٠ نحیف گردانیدن ٠