لغت نامه دهخدا
انبیاک. [ اِم ْ ] ( ع مص ) شوریده شدن رای مردم و نیافتن مخرجی از آن، یقال انباک القوم. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). شوریده شدن و اختلاط رای که مخرجی از آن نیابند. ( از ذیل اقرب الموارد ).
انبیاک. [ اِم ْ ] ( ع مص ) شوریده شدن رای مردم و نیافتن مخرجی از آن، یقال انباک القوم. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). شوریده شدن و اختلاط رای که مخرجی از آن نیابند. ( از ذیل اقرب الموارد ).