انبارستان
مترادفها
انبار، مخزن، ذخیرهگاه
لغت نامه دهخدا
انبارستان. [ اَم ْ رِ ] ( اِ مرکب ) محل انبار. جایی که در آن انبارهایی ساخته باشند: این دیه در قدیم انبارستان بوده است زیرا که انبارهای عجم بدین دیه بوده است. ( تاریخ قم ص 64 ).
جمله سازی با انبارستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیر پروژه دستور داد تا تمام تجهیزات و مواد اولیه لازم برای ساختوساز ساختمان، بلافاصله به انبارستان مرکزی در حاشیه شهر منتقل شوند.
💡 در زمانهای قدیم، انبارستانهای بزرگ برای ذخیره کردن غلات و مواد غذایی حیاتی در طول فصلهای سخت زمستان و کمبود منابع استفاده میشدند.
💡 کارگران مشغول تخلیه محمولههای جدید از محصولات کشاورزی بودند که برای مدت طولانی در انبارستانهای مجاور شهر نگهداری شده بودند.