انبار دار باشی
لغت نامه دهخدا
انباردارباشی. [ اَم ْ ] ( اِ مرکب ) در اصطلاح دوره صفوی، رئیس انبارداران. رئیس انبار. ( از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) رئیس انبار داران رئیس انبار.
جمله سازی با انبار دار باشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انبار دار صاحب دیوان کشیده تیغ خون ریزد از خلایق وباکش نه از خدا
💡 حاجیهای انبار دار چه دینی دارند؟ نام کتابی است از احمد کسروی که در مهرماه ۱۳۲۴ توسط انتشارات پیمان به چاپ رسیدهاست.
💡 (14) به پز باشى: در شغل آشپزى و قهوه چى باشى، در تهيه دسر و قهوه و چاى و شربت زيردست انبار دار باشى كار مى كند.