امسیه
مترادفها
عصر، شب
لغت نامه دهخدا
( امسیة ) امسیة. [اُ سی ی َ ] ( ع اِ ) شبانگاه. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( مهذب الاسماء ): اتیته امسیة امس؛ شبانگاه دی نزد او آمدم. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
جمع مسائ به معنی شبانگاه
جمع مسائ شبانگاهها.