امراش تصویر معنی امراش لغت نامه دهخدا امراش. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ مَرش. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به مرش شود.امراش. [ اَ] ( اِخ ) نام محلی است. رجوع به معجم البلدان شود. فرهنگ فارسی نام محلی است کلمات مرتبط دأث بارناباذ ام امهار رودش ماسرجس متارس