امان اوردن

مترادف‌ها

پناه دادن، امان دادن، امنیت بخشیدن

متضادها

ترساندن، تهدید کردن

لغت نامه دهخدا

( امان آوردن ) امان آوردن. [ اَ وَدَ ] ( مص مرکب ) زنهار خواستن. رجوع به اَمان شود.

فرهنگ فارسی

( امان آوردن ) زنهار خواستن

کلمات مرتبط