امان یافتن

لغت نامه دهخدا

امان یافتن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) زنهار یافتن. در کنف حمایت کسی درآمدن. ( فرهنگ فارسی معین ):
تا امان یابد بمکرم جانتان
ماند این میراث فرزندانتان.مولوی.جبر خفتن در میان رهزنان
مرغ بی هنگام کی یابد امان.مولوی.اگر بر جفا پیشه بشتافتی
کی از دست قهرش امان یافتی ؟سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

(مصدر ) زنهار یافتن در کنف حمایت کسی در آمدن.

جمله سازی با امان یافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صلیبیون در باغات اطراف شهر اردو زدند و ونیزی‌ها نیز همراه با کشتی‌هایشان ساحل را به تصرف درآورده و اجازهٔ نزدیک شدن هیچ کشتی‌ای را به بندرگاه شهر نمی‌دادند. محاصره تا پس از بهار و اوایل تابستان ادامه داشت. در این مدت صلیبیون از راه باریکهٔ خشکی به دفعات زیاد به استحکامات شهر یورش بردند و مدافعان نیز با وجود اندکی نفراتشان، به شدت از شهر دفاع می‌کردند. با پایان ماه ژوئن و درحالی که کمکی از سوی طغتکین یا فاطمیان برای مدافعان نرسیده بود، آنان در حال ورود به وضعیت کمبود آب و غذا بودند و تعداد زیادی از آنان نیز کشته شده بودند. سرانجام طغتکین تصمیم به تسلیم شهر گرفت و با فرستادن نماینده‌ای به اردوی صلیبیون شهر را به شرط امان یافتن جان و مال اهالی آن تسلیم نمود.

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز