التوا
فرهنگ عمید
۱. پیچ خوردن، پیچیده شدن، درهم پیچیدن، پیچیدگی.
۲. تا خوردن، خمیدگی.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) در پیچیدن پیچ خوردن پیچیده شدن. ۲ - ( اسم ) پیچیدگی پیچش خمیدگی.
۱. پیچ خوردن، پیچیده شدن، درهم پیچیدن، پیچیدگی.
۲. تا خوردن، خمیدگی.
۱ - ( مصدر ) در پیچیدن پیچ خوردن پیچیده شدن. ۲ - ( اسم ) پیچیدگی پیچش خمیدگی.