اقوداد
مترادفها
نیاکان، اجداد، گذشتگان
متضادها
نوادگان، فرزندان
لغت نامه دهخدا
اقوداد. [ اِق ْ وِ ] ( ع مص ) درازگردن شدن. ( تاج المصادر بیهقی ).
نیاکان، اجداد، گذشتگان
نوادگان، فرزندان
اقوداد. [ اِق ْ وِ ] ( ع مص ) درازگردن شدن. ( تاج المصادر بیهقی ).