اقواز
لغت نامه دهخدا
اقواز. [ اَق ْ ] ( ع اِ ) ج ِ قَوْز. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). ریگ توده گرد و بلند. ( آنندراج ). رجوع به قوز شود.
فرهنگ فارسی
ریگ تود. گرد و بلند
اقواز. [ اَق ْ ] ( ع اِ ) ج ِ قَوْز. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). ریگ توده گرد و بلند. ( آنندراج ). رجوع به قوز شود.
ریگ تود. گرد و بلند