اماعیز

مترادف‌ها

بزها، میش‌ها

لغت نامه دهخدا

اماعیز. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اُمعوز. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به اُمعوز و اَماعِز شود.

فرهنگ فارسی

جمع امعوز

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران