اقاطیع
مترادفها
اشراف، بزرگان، خواص
متضادها
رعایا، فقرا، تهیدستان
لغت نامه دهخدا
اقاطیع. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قطیع. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به قطیع شود.
اشراف، بزرگان، خواص
رعایا، فقرا، تهیدستان
اقاطیع. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قطیع. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به قطیع شود.