افزونیدن
مترادفها
زیاد شدن، افزایش یافتن
متضادها
کاستن، کم شدن، کاهش یافتن، تقلیل یافتن
لغت نامه دهخدا
افزونیدن. [ اَ دَ ] ( مص مرکب ) زیاد کردن. ( فرهنگ شعوری ).
زیاد شدن، افزایش یافتن
کاستن، کم شدن، کاهش یافتن، تقلیل یافتن
افزونیدن. [ اَ دَ ] ( مص مرکب ) زیاد کردن. ( فرهنگ شعوری ).