افتکاک
مترادفها
اصطکاک
متضادها
لغزندگی
لغت نامه دهخدا
افتکاک. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) از گرو بیرون آوردن گروی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گرو بازستدن. ( تاج المصادر بیهقی ). خلاص کردن. جدا شدن. فک. بازگشادن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || در فقه عبارتست از منحل ساختن عقد رهن با یکی از موجبات فک آن. و رجوع به کتاب شرایعالاسلام در کتاب الرهن شود.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) از هم جدا کردن. ۲ - (مص م. ) از گرو به در آوردن گروی.
ویکی واژه
از هم جدا کردن.
از گرو به در آوردن گروی.