افتزاز
مترادفها
تحریک، برانگیختن
متضادها
آرامش، تسکین
لغت نامه دهخدا
افتزاز. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) چیره گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). چیره شدن. ( از اقرب الموارد ).
تحریک، برانگیختن
آرامش، تسکین
افتزاز. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) چیره گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). چیره شدن. ( از اقرب الموارد ).