لغت نامه دهخدا
اغتزاز. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) خاص کردن. یقال: اغتزّ به؛ ای اختص من بین اصحابه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خاص کردن و خاص شدن. ( آنندراج ). خاص کردن کسی را از میان یاران: اغتز به؛ اختصه من بین اصحابه. ( از اقرب الموارد ).
اغتزاز. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) خاص کردن. یقال: اغتزّ به؛ ای اختص من بین اصحابه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خاص کردن و خاص شدن. ( آنندراج ). خاص کردن کسی را از میان یاران: اغتز به؛ اختصه من بین اصحابه. ( از اقرب الموارد ).