لغت نامه دهخدا
اطرمساس. [ اِ رِ ] ( ع مص ) تاریک شدن شب. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). اطرمساس شب؛ تاریک شدن آن. ( از اقرب الموارد ).
اطرمساس. [ اِ رِ ] ( ع مص ) تاریک شدن شب. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). اطرمساس شب؛ تاریک شدن آن. ( از اقرب الموارد ).