اصعیلال تصویر معنی اصعیلال لغت نامه دهخدا اصعیلال. [ اِ ] ( ع مص ) باریک سر و گردن شدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ) ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط اصفان اصران تحجب تحقد اصابل تحذلم اصعاط