اشکران تصویر معنی اشکران لغت نامه دهخدا اشکران. [ اَ ] ( نف مرکب ) گریان. اشکبار: چشم خور اشکران به خون شفق راز با قعرچاه میگوید.خاقانی. کلمات مرتبط اشکبار اشک الود اشک پیمای شفق زار گزارش محتوای نامناسب