اشک الود
مترادفها
اشکبار، گریهآلود
متضادها
شاد، خوشحال، خندان، شادمان، مسرور
لغت نامه دهخدا
( اشک آلود ) اشک آلود. [ اَ ] ( ن مف مرکب ) چشم گریان. چشم اشکبار. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
چشم گریان چشم اشکبار
اشکبار، گریهآلود
شاد، خوشحال، خندان، شادمان، مسرور
( اشک آلود ) اشک آلود. [ اَ ] ( ن مف مرکب ) چشم گریان. چشم اشکبار. ( ناظم الاطباء ).
چشم گریان چشم اشکبار