اشناج تصویر معنی اشناج لغت نامه دهخدا اشناج. [ اِ ] ( ع مص ) اشناج جلد؛ ترنجیده شدن و درهم کشیده شدن پوست از گرما یا سرما. ( از المنجد ). کلمات مرتبط ازدلاغ انجخیدن انعطان متشنج نشنشه نشیج گزارش محتوای نامناسب