لغت نامه دهخدا
اشصاء. [ اِ ] ( ع مص ) اشصاء بصر؛ واکردن چشم و برداشتن آنرا. ( از منتهی الارب ). اشصی بصره اشصاءً؛ اشخصه. ( اقرب الموارد ).
اشصاء. [ اِ ] ( ع مص ) اشصاء بصر؛ واکردن چشم و برداشتن آنرا. ( از منتهی الارب ). اشصی بصره اشصاءً؛ اشخصه. ( اقرب الموارد ).